محلى براى محفل
يازندگی يا عشق(س.م)
هنوز پاسخی قطعی برای این سؤال که آیا بوسیدن پدیدهای غریزی است یا اکتسابی، وجود ندارد. بوسیدن پدیدهای است انسانی که اما فقط در بین ۹۰ درصد مردم دنیا رواج دارد. بوسیدن پدیدهای انسانی است، ولی آیا رواج آن مربوط به غرایز انسانی میشود یا اینکه باید به آن به عنوان پدیدهای فرهنگی نگریست؟ این سؤالی است که هنوز دانشمندان پاسخی قطعی برای آن نیافتهاند. دختری که رو کلاس درس نشسته بود و گوشش به معلم بود که یهو پدرش با قیافه ای طلب کارانه وارد کلاس می شه و جلو دوستاش جلوی معلمش شونشو می گیره و اونو پرت می کنه اونم چند بار پرت می کنه جلو اون همه ... بعد کتاباشو تو مدرسه اتیش مزنه تو اونجا بودی چی فکر می کردی؟ دلت می خواست جای پونه بودی؟ پونه رو برد خونه و گفت: درس بی درس تو باید فرش ببافی زندگی قشنگه و همه چی ارومه شبنم: دختر بی مادر و پدری قمار باز که ادم کشته منتظر اعدامه تو خونه ی عمه اش زندگی می کرد تا یه روز می فهمه می فهمه شوهر عمه اش می خواد اونو بفروشه اره اون می خواست به یه پیر مرد بده و بدهی هاشو صفر کنه زندگی واقعا قشنگه /شک نکنی ا فرار کجا؟ تهران میرن تو یه تولیدی پوشاک پیش یه ادم مذهبی و کار می کنند و همونجا هم می خوابند یه شب مرده هوسه هوس می کنه به شبنم حمله می کنه و پونه با یه ضربه نقش بر زمینش می کنه بعد ترس و بازم فرار و زاغه نشینی دستگیری به جرم: بی جرمی بی کسی و غربت با هزار جور لطف بخشش والتماس پونه و شبنم اونا رو می فرستند به اسایشگاه سالمندان بیکاری می دونی یعنی چه؟ یعنی برده ی بی مزد و اونم هزار جور زخم زبون تا پای یه تهمت در میان می یاد و شبنم ار پونه جدا می کنند و می فرستند پیش معلول های ذهنی چند مدتی می گذره و شبنم ازاد می شه و میره اسایشگاه سالمندان که با پونه برن دنبال خوشبختیی که وجود نداره اما می ره اونجا دیر شده بود پونه رگشو زده بود وقتی این صحنه رو دیدم تنم لرزید و تو چشام اشک جمع شد تا چند ساعتی خمار و منگ بودم و بی حس وووو و مدهوش خیلی داغونم کرد اسم فیلمو باید می گذاشتن محکومین به زندگی سگی یا پونه و شبنم زنده بگور من يه مدير لايق و شايسته مى خواهم كه سرم را به باد ندهد آخه من در فصل مدارس خيلى كم مى يام به همين دليل به مردانگيتون نيازمندم. ياعلى مدد!!!!
ما سه نفر دستشان را از همين جا بوسه اى گرم مى زنم. و در آخر: در اين شب هاى عزيز به ما نيز دعا كنيد. شاید پیش آمده باشد که در نتیجه یک جستجو یا دیدن نام یک سایت در یک نوشته یا برحسب کنجکاوی یا … به سایتی مراجعه کرده و سپس متوجه شوید که زبان آن غیر از زبان انگلیسی (که تقریبا بیشتر ما کمی با آن آشناییم) مثلا عربی، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، ایتالیایی یا … باشد. درچنین حالتی چه می کنید؟ اگر از مرورگر FireFox استفاده می کنید کافیست افزونه FoxLingo را از اینجا دریافت ونصب کنید. از این پس این افزونه به شکل یک ToolBar در مرورگر شما نمایان می شود. حالا اگر درحال دیدن صفحه ای هستید که بطور مثال بزبان ایتالیایی است، از ToolBar موردنظر گزینه Webpage را انتخاب کنید و سپس از لیست ظاهر شده گزینه Italian و سپس یکی از گزینه های Italian to English را انتخاب کنید. خواهید دید که تمام صفحه موردنظر به زبان انگلیسی ترجمه خواهد شد. این افزونه امکان ترجمه فارسی به انگلیسی را نیز دارد (اگرچه نتیجه آن جالب نیست) درصورتیکه ترجمه تمام سایت مورد نظر شما نیست یا علاقمند به نصب هیچ برنامه ای نیستید می توانید از خدمات رایگان این سایت (البته هربار تا 1000 کلمه) برای ترجمه به زبانهای مختلف (غیراز فارسی) استفاده کنید. درنهایت با استفاده از مترجم آنلاین پارس می توانید متن انگلیسی خود را (هربار تا 150 کلمه) به زبان فارسی برگردانید. البته بهترین نتیجه زمانی حاصل می شود که موضوع متن انگلیسی (مثلا عمومی، مدیریت، کامپیوتر،کشاورزی،…) را نیز به مترجم پارس بدهید. بی خیال شو و از احوال گربه های ایرانی خبر بگیر و همانجا بمان باشد که صبح دولتت بدمد تابعد! ما سه نفر منبع : بچه های مهندسی برق-الکترونیک و قدرت88 شماره 68357/36780 لايحه « حمايت خانواده» که بنا به پيشنهاد قوه قضاييه در مجلس در جلسه مورخ 3/4/1386 هيات وزيران به تصويب رسيده است ، جهت طي تشريفات قانوني به پيوست تقديم مي گردد. محمود احمدي نژاد ادامه تو ادامه مطلب از دستش ندین این مطلب و مطلب پایینی از http://www.hoghoghezan.blogfa.com/ سالهاست که فعالان حقوق زن برای حذف قوانین تبعیض آمیز در تلاش بوده اند و سالهاست که قانون گذراران با بی انصافی تمام، شأن و مقام زنان و مطالبات عدالت خواهانه و به روز آنها را نادیده گرفته اند . لایحه ی اخیر خانواده هم نمونه ی دیگری از این بی توجهی ها است . باید از قانون گذاران پرسید که ازدواج مجدد آیا ایجاد نوعی از آزادی جنسی ــ آن هم تنها برای مردان ــ نیست؟ آیا واقعا باعث تحکیم خانواده ها شده است یا اینکه بنیانهای مردسالاری را بیش ازپیش نهادینه کرده ، به آنها مشروعیت بخشیده و در نهایت منجر به اعمال خشونت علیه زنان در بسیاری از خانواده شده است ؟ این لایحه و قانونی کردن چندهمسری آیا عواطف انسانی ، شأن و کرامت انسانها (مرد و زن) را درنظرگرفته یا تنها به رفتارهای جنسیتی و خشونت گرا دامن زده است ؟ فقط کافی است که نگاهی به آمارهای خودسوزی وخودکشی زنان به دلیل عدم رضایت از زندگی زنا شویی، بیندازیم ، همه ی این آمارها نشان می دهد که وجود این قوانین تبعیض آمیز در زندگی زناشویی و خانوادگی چه قدر قربانی گرفته است . مجوز قانونی ازدواج مجدد و چند همسری ، نه تنها باعث بالابردن شأن و مقام زن نیست بلکه دیدن به سوژه جنسیتی را در جامعه تقویت کرده و نوعی رفتار جنسیت گرا را در قبال زنان در جامعه و حتی در خانواده ایجاد می کند. این نوع ترویج سوژه های جنسیتی ، به بستر سازی برای گسترش قدرت مردسالاری در خانواده و نهایتا در اجتماع نیز دامن می زند. عدم توجه به هر دوطرف در بنیان خانواده ؛ زن و مرد ؛ و عدم توجه به حقوق برابر آنها در نهاد خانواده، نه تنها باعث تحکیم بنیاد خانواده نمی شود بلکه منجر به اعمال خشونت مردان در قبال زنان یک خانواده می شود . زنانی که به هر دلیلی نمی توانند زندگی مشترک خود را ادامه دهند و باید روزها و ساعتها در راهروها به دنبال طلاق باشند در صورتی که مردان می توانند حتی بدون رضایت همسر اول، ازدواج مجدد کنند . اعمال این نوع از قوانین در ساختار خانواده تنها به استقرار یک نظام و حذف عامل دیگر می شود . نهادینه کردن مردسالاری و حذف خواستهای زنانه ،از مهمترین اثر این نوع قوانین است که در دراز مدت نه تنها بر خانواده تاثیر مطلوبی ندارد، بلکه با نهادینه شدن این قدرت ، خشونت در خانواده و باطلبع در اجتماع افزایش می یابد . اما مسئله به همین جا ختم نمی شود پررنگ تر کردن نهادهای قدرت در خانواده و دادن آزادی های جنسی به مردان به واسطه ی این قانون ، به خشونت علیه زنان مشروعیت قانونی می دهد . به واسطه ی این قانون ، مردان در خانواده ها این حق را به خود می دهند تا برای هر نوع رفتارهای خود دلیل و توجیه شرعی بیاورند و به این صورت در قبال همسران خود به صورت قانونی اعمال خشونت کنند. تمکین و همینطور موارد دیگر این لایحه نیز از دیگر عوامل تشدید این رفتارها و در نظر گرفتن زن در خانواده به عنوان «جنس دوم» است. باید گفت که در طول سی سال گذشته با اینکه بارها و بارها از سوی مقامات تأکید شده است که هدف از وضع قوانین، بالا بردن شأن و مقام زنان بوده است اما متاسفانه در هیچ کجای این قوانین نه تنهابه نفع زنان عمل نکرده است، بلکه برضد آنها بوده و تمامی حقوق مدنی و شهروندی را هم از آنها سلب کرده است در مورد این لایحه هم موارد نقد بسیاری موجود است به خصوص آنکه حقوق زنان به طور کلی نادیده گرفته شده است و تمامی این حقوق برای مردان محفوظ است . اما آنچه که من در اینجا قصد تأکید بر آن را دارم گذشته از موارد قانونی و اثر ویرانگر آن برزندگی زنان و همینطور روند کلی جامعه است . اینکه تایید این قوانین به چه معنی است. با وجود تمامی فعالیتهای زنان دراین طول چندین سال گذشته ولی دفاع از این لایجه و ماده مربوط به چندهمسری، از سوی نهادهای دولتی مطرح می شود تا از یک سو نهادهای مردسالاری را در جامعه پررنگ تر کند و از سوی دیگر با پررنگ کردن این نهادها حوزه های قدرت خود را در قسمتهای مختلف اجتماعی و سیاسی وسعت بخشد . تصویب این لایجه نه تنها به سود زنان نیست بلکه آنها را از اولین و ابتدایی ترین حقوق شان محروم کرده و نهادهای قدرت خانواده و سنت را علیه آنها تحریک می کند . بهتر است که قانون گذاران برای تقویت نهاد خانواده ، قوانین تبعیض آمیز مثل تمکین ، چند همسری ، حق طلاق و بسیاری از قوانین دیگر را به نفع مصالح عالیه هر دو جنس، اصلاح کنند. در حالی که تصویب این لایحه ی اخیرنیز نوعی مجوز دادن به آزادی های جنسی مردان و فرودست انگاشتن جنس زن می شود . از سوی دیگر تصویب این قانون ، بدون شک آمار خشونت های خانگی را به دلیل آنچه که نهادینه ساختن نهادهای مردسالاری نام دارد افزایش می دهد .امید داریم که این لایحه که به جای حمایت از خانواده آن را باید ضد خانواده نامید تصویب نشود چرا که خلاف تمامی معیارها و قوانین سنتی ، مذهبی و اجتماعی است و با تمامی معیارهای نوین آزادی خواهی و حقوق زنان در تضاد است و هرگز در هیچ کجای آن به این خواستها احترام گذاشته نشده و آن ها را بیش از پیش بی ارزش تر کرده است .
![]()
بیش از صد سال است که دانشمندان در صدد یافتن علت رواج بوسه در میان انسانها هستند. زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بر این عقیده بود که بوسیدن غریزهای انسانی است و این غریزه از بدو تولد در انسان وجود دارد. به عقیده او بوسه ریشه در نیاز نوزاد به مکیدن شیر از پستان مادر دارد. ولی هنگامی که ایوان پاولوف، فیزیولوژیست و پزشک روس، در سال ۱۹۰۰ در آزمایش معروف سگ و صدای زنگ نشان داد که آب دهن سگ میتواند با صدای زنگی که برای او تبدیل به علامت غذا شده، راه بیفتد، بسیاری از روانشناسان به این نتیجه رسیدند که رفتار انسان نیز نه بر غریزه که بر آموزههای او مبتنی است. این دسته از روانشناسان بر این باورند که انسان کنترل کامل بر غرایز خود دارد و بوسه را نشانه ابراز عشق میدانند که با آگاهی صورت میگیرد.
گروه دیگری از دانشمندان بر این نظرند که انسان فقط قادر است برخی از رفتارهای غریزی خود را تغییر دهد. آنان بوسیدن را جزو رفتارهای غریزیای میدانند که قابل کنترل است. به عقیده آنان این نظریه پاسخ این سؤال را نیز در بر دارد که اگر بوسیدن پدیدهای غریزی و مادرزاد است، پس چرا در بین ۱۰ درصد مردم دنیا از نظر فرهنگی مردود است.
۶۵۰ میلیون انسان با بوسیدن بیگانه هستند
در فرهنگ ۶۵۰ میلیون انسان، بوسیدن عملی چندشآور و حتی وحشیانه است. در سفرنامه یک مردمشناس فرانسوی در سال ۱۸۹۷ آمده که در بین چینیها بوسیدن حتی میتوانست نشانه آدمخواری تلقی شود. در همان زمان دانشمندی دانمارکی نیز مشاهده کرده بود که در برخی قبایل فنلاندی یک زوج هیچگاه یکدیگر را نمیبوسیدند. امروزه ۱۰ درصد مردم دنیا بوسیدن را عملی زشت میدانند. برای نمونه در مغولستان پدران برای ابراز محبت به پسرانشان، به جای بوسیدن آنان سرشان را بو میکنند
هرچی بوده تموم شده ، چاره ی ما گذشتنه
دارم میرم تا سرنوشت ، ما رو به بازی نگیره
خوب می دونم این عاشقی ، از یاد هر دومون میره
از یاد هر دومون میره
دارم میرم نگو نرو ، وقت خداحافظیه
قصه ی عاشقی نخون ، تو رو خدا گریه نکن
غصه ی رفتن و نخور ، بهتره که تموم کنیم
تو هم دل و ازم ببر ، تو هم دل و ازم ببر
یادم میاد روزی رو که ، ما دو تا دلداده بودیم
اما حالا می خندم و ، میگم چقدر ساده بودیم
یادم میاد روزی رو که ، پر می کشیدیم واسه هم
اما حالا نشسته جاش ، یه عالمه غصه و غم
یه عالمه غصه و غم
دارم میرم نگو نرو ، هوا هوای رفتنه
هرچی بوده تموم شده ، چاره ی ما گذشتنه
دارم میرم تا سرنوشت ، ما رو به بازی نگیره
خوب می دونم این عاشقی ، از یاد هر دومون میره
از یاد هر دومون میره
***********
شاید دیگه نبینمت ، شاید نگاه آخره
چشمای بی گناه تو ، آتیش به جونم می زنه
سادگی ، اشتباه ما ، گناه ما دلبستنه
جدایی سرنوشت تو ، تنهایی تقدیر منه
تنهایی تقدیر منه
دارم میرم نگو نرو ، هوا هوای رفتنه
هرچی بوده تموم شده ، چاره ی ما گذشتنه
دارم میرم تا سرنوشت ، ما رو به بازی نگیره
خوب می دونم این عاشقی ، از یاد هر دومون میره
از یاد هر دومون میره
مشخصه هایشان در تولید علم یک جزوه تمام رنگی (۱۲ رنگ ) است که قسمت های مختلف آن منقش به گل و گیاه ، کفش سیندرلا ، عکس کوزت و تناردیه و البته نیک بخت واحدی است.اگر جامدادی نداشته باشند از سوی هم نوعان خود مورد تمسخر قرار می گیرند و اگر داشته باشند مجبورند آن را با مداد های رنگارنگ ، خود کار ۱۲ رنگ ، ماژیک فسفری و در آخر خودکار های اکلیلی پر کنند. دختران بالقوه عاشق کلاس رفتن ، از استاد سوال بیهوده پرسیدن و یادآوری زمان امتحان و حضور و غیاب به استاد هستند. نمره خوب را به طور طبیعی دوست دارند اما به طور غیر طبیعی در اعلام نمره خوب خود به هم نوعان و غیر هم نوعان تلاش می کنند.
قبل از امتحان در حالی که جون چی چی جون را قسم می خورند که یک کلمه درس نخوانده اند ولی تا آخرین ثانیه های امتحان برگه ها را رها نمی کنند و در طول جلسه امتحان به دلایل نامعلومی از تقلب می ترسند و حتی حاضر نیستند به یکی از هم نوعان خود برای نیم نمره تقلب برسانند تا مبادا با آن نیم نمره طرف مقابل در نتیجه امر بیست و پنج صدم نمره بیشتری کسب کند و در ضمن برگه امتحان را هم چند رنگ می نویسند .وقتی جواب سوالی را پیدا می کنند لبخند ژکوند می زنند و جواب سوال را بلند بلند تکرار می کنند، در صورت موفق نشدن در امتحان که حاصل استرس های پیش از امتحان و محرومیت نیکبخت واحدی از بازی های تیم ملی است ، می توانند زیر برگه های خود را با دلایل معقولی همچون استاد ” بحران عاطفی داشتم نتوانستم درس بخوانم ” پر کرده و نمرات نا معقولی بگیرند!!
این نوع از بشر در مقابل تمام مشکلات دانشجویی از قبیل اخراجی ، مشروطی ، نمره زیر ۱۰ یا ۱۲ ، صف حذف و اضافه (اینترنتی یا حضوری) و … سلاح خوبی به نام گریه دارد و دستمالی آماده جذب تمام ناخوشی های روزگار در قالب چند قطره اشک که قرار نیست حتی بر روی گونه ها هم جاری شود.(به دلایلی که خودتان می دانید.)
در کارهای اداری مربوط به دانشگاه دست طولانی داشته و می توانند مراحل اداری را یک به یک در ذهنشان پردازش کرده و ” وبر” و تئوری بروکراسی اش را در قبر بلرزانند.احساس می کنند که به صورت جعبه سیاه (Black Box) کارهای اداری قابل انجام است و حتی در مواردی مشاهده شده که افرادی ازین نوع روند اداری را برعکس طی می کنند!!
در کلاس هایی همچون کارگاه ،آزمایشگاه و پروژه های ساخت و تولید تنها با کمک نوع مخالف زنده می مانند و در صورت همکاری جنس مخالف تشکری ننموده ! و در مقابل عدم همکاری با آوای زبانی (ایشششش) نوع مخالف رابدرقه می کنند.
دختران در دانشگاه با تمام تفاسیر بالا , نمونه بارز استقرار نظام آموزشی به صورت علمی اند و با توجه به اینکه می توانند با تمام توانایی های فوق الذکر ،تولید علم را با شتاب بیشتری به جلو ببرند مجبور شدند به صورت دسته جمعی و با تمام هم نوعان خود در دانشگاه حضور یافته و توانسته اند دانشگاه رابه دبیرستان دخترانه با تمام مشخصه هایش همچون جیغ ، استفاده از لغت عامیانه روپوش به جای مانتو و آقا اجازه مابگیم ! تبدیل کنند.
تاريخ1/5/1386
جناب آقاي دکتر حداد عادل
رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي
رئيس جمهور
با عنايت به نقش و جايگاه ويژه نهاد خانواده در نظام حقوقي و تربيتي اسلام و با توجه به غيرشرعي اعلام شدن بخشهايي از قوانين مربوط به حقوق خانواده و وجود خلاءهاي قانوني در اين زمينه و نظر به متشتت بودن مقررات اين حوزه و معلوم نبودن ناسخ و منسوخ آنها که موجب آثار زيانبار و مشکلات عديده اي از جمله سردرگمي محاکم دادگستري در رسيدگي به دعاوي خانوادگي شده است و با لحاظ برخي کاستي ها و نواقص در قوانين موجود حاکم بر نهاد خانواده و عدم تطبيق آنها با واقعيت روز و به منظور تحقق بخشيدن به مفاد اصل (21) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و در راستاي تحقق سياست قضا زدايي و براي کاهش يا مرتفع نمودن مشکلات موجود در قواعد حقوق خانواده و رفع ابهام ، تعارض و خلاً از قوانين و مقررات کنوني خانواده و در اجراء بند (2) اصل (158) قانون اساسي؛ لايحه زير جهت طي تشريفات قانوني تقديم مي شود:
ادامهمطلب
| :قالبساز: :بهاربیست: |


